شیرکو بیکس ، امپراطور بی بدیل شعر و لغت

نمیشه در سرزمینی زندگی کنی که ، طبیعت ، عشق و موسیقی درآمیخته است با جنگ و سختی و آوارگی وانفال و تو شاعر نشوی؟! امروز عجیب هوای اشعار شیرکو بیکس به سرم زده. کسی اونقدر قشنگ تشبیه می کنه که من به اینکه کورد زبانم و این متنی که میخونم کوردیه افتخار می کنم.

هەموو جارێ
کە سەر ئەخەیتە سەر شانم
وەختێ ئەچمە ناو قژتەوە
لە ناو ئەودا ئەبم بە پەپوولەی وێڵ‌ و
ون ئەبم ‌و نایەمەوە.
هەموو جارێ
کە دەست ئەخەیتە ناو دەستم
ئیتر ئەو پێنج پەنجەی دەستە
ئەبێت بە پێنج وردە ماسی ‌و
ئەچنە گۆمی چاوانتەوە و
ون ئەبن ‌و نایەنەوە.
ئەو وەختەی من
ئەگەڕێمەوە بۆ ناو خۆم
ئەو کاتەیە کە تەنیام‌ و
تۆ لەوێ نیت!

به قول یکی از شاعران کورد (اسمش رو یادم رفته) که می گفت : “شیرکو یک دایره المعارف کوردیه ، و سرشار از واژه ست . ” این گفته واقعا در اشعار شیرکو نماد پیدا کرده ، می بینید که او خیلی راحت از کلمات استفاده می کنه و تشبیهاتی رو انجام میده که شما رو به وجد میاره.

در شعر بالا شیرکو انگشتان دستش رو به 5 ماهی کوچک تشبیه میکنه که در دریای چشمان یار گم میشن و این واقعا در کل متن فوق العاده است.

در زیر دکلمه شعر بالا رو آپلود میکنم تا با صدای خود استاد این شعر رو بشنوید.

عکاسی در زمستان

باجرات یکی از بزرگترین علاقه های من عکاسی است هر چند شاید در آن زیاد ماهر نباشم.

این 4 عکس رو زمستان امسال (1398) با موبایل گرفتم.

پارک کوثر سقز
شهرک صنعتی سقز
جاده سقز به مریوان
پارک مولوی سقز

وبلاگ نویسی – جنینی که قبل از تولد سقط شد!

همیشه برای من سوال بوده که چرا با وجود اینکه ما در بسیاری از مسائل صاحب نظر و کارشناس هستیم و حتی نخبه های بزرگی در مسائل مختلف اعم از سیاست ، هنر ، ادبیات و حتی ریاضیات داریم اما در بحث وبلاگ نویسی ، دقیقا قبل از فراگیر شدن آن ، دچار پدیده ی شبکه های اجتماعی شدیم. (البته شبکه های اجتماعی نیز مزایای خود را دارند.)

ابتدا می خواهم با کمک ویکی پدیا توضیح کوتاهی در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی بدهم :

وبلاگ یا وب‌نوشت که به آن تارنوشت، تارنگار یا بلاگ (به انگلیسی: Blog) هم می‌گویند، نوعی وب‌سایت است که حاوی اطلاعاتی مانند: گزارش روزانه، اخبار، یادداشت‌های شخصی یا مقالات علمی مورد نظر طراح آن است. وبلاگ ترکیبی از دو کلمهٔ «web» و «log» به معنای ثبت وقایع روزانه است. مطالب وبلاگ بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازه‌ترین رخداد به قدیم ارائه می‌گردد. نویسندهٔ وب‌نوشت، وب‌نویس یا تارنویس نامیده می‌شود و ممکن است بیش از یک نفر باشد، وب‌نویس به گزارش مداوم رویدادها، خاطرات، یا عقاید یک شخص یا یک سازمان می‌پردازد. واحد مطالب در وب‌نوشت، پست است، در حالی که واحد مطالب در وب‌گاه صفحه است. معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت می‌شود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وب‌نوشت لزوماً یکسان نیست و زمان نوشته‌شدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وب‌نوشت بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وب‌نوشت همانند محتویات یک وب‌گاه معمولی در دسترس کاربران قرار می‌گیرد. در بیشتر موارد وب‌نوشت‌ها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشت‌ها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وب‌نوشت‌ها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر می‌دهند.

واژه شناسی

واژهٔ وبلاگ اولین‌بار توسط یورن بارگر استفاده شد که یک هم‌آمیزی از دو واژهٔ وب و لاگ است. واژهٔ لاگ، واژه‌ای‌ست از ریشه واژهٔ یونانی لوگاس که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتی‌ها به کار می‌رفته‌است. لاگ در زبان تخصصی رایانه به پرونده‌هایی گفته می‌شود که گزارش وقایع رخ‌داده در رایانه را ثبت می‌کنند. بلاگ نیز شکل کوتاه‌شده وبلاگ است.

انواع وب نوشت ها

به جز نوع نوشتاری وب‌نوشت، با گسترش روزافزون فناوری‌های اینترنتی، سامانه‌های نوینی از وب‌نوشت‌ها نیز گسترش پیدا کرده‌است.

در حال حاضر وب‌نوشت‌ها به صورت‌های مختلفی مانند وب‌نوشت عکسی یا فتوبلاگ یا فلش بلاگ ویدئو بلاگ، پادکست یا صدا بلاگ نیز وجود دارند.

تاریخچه وب نویسی

نخستین وب‌نوشت دنیا SCRIPTING NEWS متعلق به دیوید واینر بود. در آغاز سال ۱۹۹۹ ۲۳ وب‌نوشت در اینترنت وجود داشت و در عرض چند ماه تعداد آن‌ها به میلیون‌ها وب‌نوشت رسید که از نقاط مختلف جهان می‌نوشتند.

وبلاگ ها مکانی برای انتشار عقاید ، علایق ، مهارت ها ، خاطره ها و … هستند ، و این بدین معنی است که شما با یک وبلاگ می توانید رسانه ی خود را داشته باشید و به وسیله ی آن با مخاطب های خود ارتباط برقرار کنید ، هرچند شاید بسیاری از این امکانات را شبکه های اجتماعی در اختیار شما بگذارند ، اما قطعا فضای فعالیت در وبلاگ ها از هر نظری متفاوت و شگفت انگیز است.

این را بخاطر داشته باشید که Google می تواند ابزاری بسیار مفید برای جذب مخاطب برای شما باشد ، بدین شکل که مخاطب کلید واژه یا متن مورد نظر خود را در Google سرچ کرده و نهایتا به مطالب شما می رسد.

شاید برایتان جالب باشد که حتی بیش از 90% ورودی های بسیاری از وبسایت ها و وبلاگ ها از طریق سایت Google بوده است.

در جوامع مدرن وبلاگ ها گاها نقش بسیار پر رنگی را در شکل گیری بسیاری از جنبش ها ایفا کرده اند و همچنان نیز بسیاری از روزنامه نگاران و صاحبان قلم در کنار داشتن صفحات اجتماعی مانند Facebook ، Instagram و Twitter همچنان در فضای مجازی به کار وبلاگ نویسی ادامه داده اند.

در ایران نیز تقریبا یک دهه و نیم است که وبلاگ نویسی با کمک وبسایت های مختلفی شروع و همه گیر شد اما با آمدن شبکه های اجتماعی پر مخاطب این پدیده در همان سال های اول پا گرفتن رو به کاهش و نابودی نهاد.

اقتصاد مدرن بر پایه اشتغال خانگی

نه به عنوان یک اقتصاد دان و حتی نه به عنوان یک نویسنده ، بلکه همانطور که در پروفایل وبلاگم هم نوشتم ، من فقط چیزی که دیدگاه خودم است را منتشر می کنم.

بدون شک بزرگترین ابزار بشر برای کنترل قدرت ، ثروت است و قطعا قدرت نیز تنها در جهت حفظ ثروت است و این یک رابطه ی دو طرفه ی بدیهی است.

با نگاه ساده ای به جایگاه تمام کشورهای جهان درک می کنیم که ، مرفه ترین و قدرتمند ترین کشور ، قطعا کشوری است که اقتصاد پویا و فعالی دارد. حال این اقتصاد در دست بخش خصوصی باشد یا دولت می تواند بر فضای رقابتی حاکم بر نظام اقتصادی تاثیر بگذارد. بدون شک بازاری که در دست بخش خصوصی باشد می تواند موفق تر و با کیفیت تر عمل کند.

نمونه ی بارز این مسئله کشور چین است که با وجود حکومتی کمونیستی بر پایه ی اقتصاد دولتی ، پس از رو آوردن به نظام تولید توسط بخش خصوصی توانست در عرض چند سال رشد بی سابقه ای را تجربه کند و جالب است که بدانید بسیاری از سهم تولید انبوه و صادراتی کشور چین را کارگاه های کوچکی تشکیل می دهند ، که کارگران آن گاها اعضای یک خانواده هستند.

این مسئله بدین معنی است که برای داشتن اقتصادی پویا و روبه رشد به چند فاکتور اساسی نیاز داریم :

  • اول اینکه بازار هدف را شناسایی کنیم
  • دوم نیاز بازار هدف را درک کنیم
  • متناسب با دو فاکتور اول تولید کنیم
  • در رقابت با رقیبان (داخلی یا خارجی) موفق عمل کنیم.

اما در کشورهایی که اقتصادشان بر پایه نفت و یا دیگر منابع طبیعی است تنها چیزی که مشاهده می شود واردات و مصرف گرایی مردم آن کشور است ، حتی اگر آن کشور ثروتمند و مرفه باشد. ایران نیز از جمله کشور های نفتی است که به سرعت خواهان تبدیل شدن به کشوری با اقتصادی پویا و تولید ناخالص بالا است ، هرچند در این زمینه بخش خصوصی چندان موفق عمل نکرده است . اگر قضیه را کمی عامیانه تر و ساده تر نگاه کنیم به این نتیجه می رسیم که برای داشتن اقتصادی پویا نیاز به تولید داریم ، حال این تولید می تواند تولید کالا باشد ، یا خدمت و یا هرچیز دیگری که نیاز جامعه هدف ماست. به نظر من نیاز نیست که ما از یک کارخانه ی بزرگ با انبوهی از کارگران و پرسنل شروع کنیم ، ما می توانیم همان خانواده ی چینی باشیم که همراه با اعضای خانواده خود یک کارگاه کوچک تولید راه اندازی کرده ایم و به اندازه ی توکید خود ، سهمی از بازار کشور یا حتی استان خود را در دست گرفته ایم . می توانیم لباس ، مواد غدایی ، بدلیجات ، کار دستی و یا هر چیز دیگری را تولید کرده و در بازار بفروشیم.

این اعتقاد من است که تولید و فروش اگر درست و حسابی انجام شود ، ثروت هنگفتی را با خودش به همراه خواهد آورد ، پس از همین امروز شروع کنیم ، بازار را شناسایی کرده و در حد توان تولید و فروش کنیم.